قدرت احمد بن حافظ
17
بهج الحذاقت ( فارسى )
آن دفعه مناسب نيست مگر بتدريج تململ در ميان خواب و بيدارى نيز بدست و ششمى از سته ضروريه استفراغ و احتباس و معتدل از ان نافع و حافظ صحت است و زيادتى استفراغ خشك و سرد مىكند بدن را مگر اينكه مستفرغ بارد يابس شد با انزمان گرم و تر مىسازد و زيادتى احتباس سدد پيدا مىكند و اخلاط را بدبو مىسازد و كمى اشتها و گرانى بدن مىآرد و اما اسباب ضروريه كه ضد طبيعت نيست مانند دفن كردن در ريك و غلطيدن در ان خشك مىكند رطوبت غريبه را و نفع مىبخشد استسقا و ترهل را و همه اينها داخل استفراغاند و همچنين دهان بزيت و روغنهاى محلله و ريختن آب سرد برو دبيله انگيزد حرارت غريزيه را و قوى مىكند و نفع مىدهد غشى را كه پيدا شده است در حمام و غيره بسبب قلق دل اما اسباب مضاده براى مجرى طبيعى مانند غرق شدن و بريدن شمشير و سوختن آتش و خوردن زهر و اللّه اعلم بالصواب فصل چهارم در علامات و دلائل [ استفراغ ] بدانكه علامت گاهى نشان امر گذشته باشد و در ان فقط انتفاع طبيب است چرا كه دريافت كردن آن دال بر فضيلت طبيب باشد و گاهى دلالت بر امر موجود نمايد و از ان مريض فقط منتفع مىشود چرا كه وقوف بر مرض او حاصل گردد و گاهى بر امر آينده موجود دارد پس ازين هر دو منتفع شوند و بعضى علامات بر امزجه دلالت كنند و بعضى بر تركيب و علامات امزجه دو قسماند قسم اول ملمس است پس اگر ملمس مساوى لامس معتدل مزاج باشد معتدل است و اگر مخالف لامس معتدل مخالف است در جهتى كه لامس از ان متاثر شده چنانچه اگر لامس را حرارت محسوس شد ملمس مائل بسوى حرارت است و قس اعلى هذا قسم دوم گوشت و سيمين و شحم پس كثرت اينها از رطوبت باشد و قلت آن از يبوست لكن سبب كثرت لحم رطوبت با حرارت باشد و سبب كثرت ؟ ؟ ؟ ميمين و شحم رطوبت با برودت قسم سوم موى پس كثرت گندگى و پيچ و سياهى آن از حرارت و يبوست باشد و اضداد اينها به برودت و رطوبت قسم چهارم رنگ بدن پس سپيدى آن از برودت و غلبه بلغم باشد و سرخى از حرارت و غلبه خون و اجتماع ؟ ؟ ؟ مرد و از اعتدال و گندمگونى از حرارت و زردى نيز از حرارت و غلبه صفرا و قلّت خون و تيرگى از افراط برد و سودا قسم پنجم ؟ ؟ ؟ هميت بنيان اعضا پس پهنائى سينه ؟ ؟ ؟